دنياي عاشقانه

هيام

الان آنقدر درد دارم ، آنقدر بغض دارم
که حتی نمیتوانم توصیفش کنم

خیلی دلم میخواست صدایت را
فقط یک بار دیگر می شنیدم
آن وقت میتوانستم برایت کلی حرف بزنم

نمیخواستم از دردِ دوری و فراقت بگویم
می خواستم بگویم هرچه می گردم ، کمتر پیدا میکنم

در هیچ کجای این شهر به خودم نرسیدم
به همان که اینقدر دیوانه تو شده است

میدانی آن ها به وجود هم عادت کرده اند
به حضور هم ، به صدای هم ، به با هم بودنشان
و این تمام وجودشان را آرام می کند
به گمان خود عشق را به درستی تعبیر کرده اند !!

اصلا شاید من اشتباه می کنم
نکند عشق واقعی همین بودن های ساده باشد!
همین آغوش های تکراری ، همین بوسه های ویران کننده

شاید همه اش راست باشد ، شاید نشانی ازهوس نباشد
اما الان آنقدر گیجم که نمیتوانم درست فکر کنم

من با همه وجود دوستت دارم ، به حضورت محتاجم
اما میل تصاحبت ، میل یکی شدن ، برایم گناهی کبیره می باشد

تو را اثری فاخر ، اثری تکرار نشدنی
از خالقی میدانم که باید از وجودت
تابلویی بی نظیر برپهنای دیوار زندگی ساخت
و تا آخرین نفس های زندگی
از ثانیه به ثانیه داشتنش لذت برد

نه ، من نمیتوانم همانند آن ها باشم
میدانم که نمیتوانم ، هرچند تحملش برایم عذابی دردناک باشد

فقط میدانم ، تو و عشق به تو را در تمام بدنم تزریق میکنم
و این تزریق را آنقدر ادامه میدهم
تا از شدت ازدیادش جان بدهم
فرشته زمینی من

تولدت مبارک


برچسب‌ها: پست های فیسبوکی, پست های عاشقانه, جدایی, gorize3, خط خطی های حمیدرضا
نوشته شده در یکم شهریور ۱۳۹۴ساعت 0:14 توسط اميد| |

ایستاده اند
ثانیه ها
بر تابستان خاطره ها و
اما
گونه هایم
بس ناجوانمردانه
می لرزد
در هجرت ناگزیرِ
نوازش انگشتانت

بازآ و
بگو
بر عاشقانه هایِ
کدامین شعر
نامت نمی خندد ؟؟؟

که لب های دیده گانم
به هر سو
سرک می کشد
فقط
رد پای نگاه تو را می بوسد !!!


برچسب‌ها: پست های فیسبوکی, پست های عاشقانه, جدایی, بر عاشقانه هایِ کدامین شعر نامت نمی خندد
نوشته شده در سی ام مرداد ۱۳۹۴ساعت 22:52 توسط اميد| |

ﻣــــﺮﺍﮐﻪ ﻣﮯﺷﻨﺎﺳﮯ؟؟؟
ﺧﻮﺩﻣﻢ. . .
ﮐﺴﮯ ﺷﺒﻴــﻪ ﻫﻴـــﭽﮑﺲ. . .
ﮐﻤﮯ ﮐﻪ ﻻﺑﻪ ﻻﮮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﻳﻢ ﺑﮕﺮﺩﮮ
ﭘﻴﺪﺍﻳﻢ ﻣﮯﮐﻨﮯ. . .
ﺷﺒــﻴﻪ ﭘﺴﺖ ﻫﺎﻳﻢ ﻫﺴﺘـﻢ. . .
"ﻏﻤﮕﻴﻦ. . .
ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ. . .
ﺻﺒﻮﺭ. . .
ﮐﻤﮯﻫﻢ ﺑﻬـﺎﻧﻪ ﮔﻴـﺮ"
ﺍﮔـﺮﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍﺑﻴﺎﺑﮯ. . .
ﻣﻨﻢ ﻫﻤـﺎﻥ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﺍﻡ. . .
ﺷﺒﻴﻪ ﺑـــﺎﺭﺍﻥ ﭘﺎ ﻴﻴﺰﮮ. . .
ﺍﺯﺷﻠﻮﻏــﮯﻫﺎ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ. . .
ﻭ ﺑﻪ ﺗﻨﻬــﺎﻳﮯ ﻧﺰﺩﻳـﮏ. . .

عکس ‏‎Hojat Ansari‎‏
 
 

 

 


برچسب‌ها: پست های فیسبوکی, پست های عاشقانه, جدایی, ﻣــــﺮﺍﮐﻪ ﻣﮯﺷﻨﺎﺳﮯ
نوشته شده در بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۴ساعت 23:43 توسط اميد| |

عطـر تنـد همـکلاسـی
لاک قـرمــز
طعــم رژ
گیـس های دختـر چشـم سیـاه ..

حــق دارد زنـم
که گاهـی شعـرهایم را پـاره می کنـد
.
.
بهمن فاطمی


برچسب‌ها: پست های فیسبوکی, پست های عاشقانه, جدایی, بهمن فاطمی, گیـس های دختـر چشـم سیـاه
نوشته شده در بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۴ساعت 14:15 توسط اميد| |

اصلا خاک به جوهر قلمی بنشیند که بخواهد
از دلتنگی تویی صحبت کند که
خواب و خوراک زندگیم را گرفته است

این که دیگر نامش عاشقی نیست
انتخاب بردگی است
فراموش کردن هویت روح است
تحمل کردن لحظه لحظه انتظار است

دیگر خسته شدم
خسته شدم بس که هر جا هوس کردم بودنت را
صدا کردنت را ، لمس دست هایت را
زبان در گلو خفه کردم و
تقیه به خورد قلب عاشق شده ام دادم
تا همرنگ جماعت ظاهر اسلامی شوم !!
اصلا دیگر نمیخواهم خوب شود نوشته

هایم (من ) را عامیانه میگویم تا ریشه قلبت شود
تا دعای زبانت شود و باور کنی
این (من ) خسته شده است از تمام
قوانین دوست داشتن

خسته شده است از سخت شدنش
از بهشت و جهنمش
از نگاه و پاداشش
این ( من ) فقط تو را میخواهد
تویی که هویتش شده ای
هویتی که بی هیچ تکان برادران نااهلی
سر به درون چاه انداخته است و
دل به گذر تو و نجات تو خوش کرده است
تا عزیز زندگیت شود تا زلیخا وجودش شوی

دیگر خسته شدم
از کلافگی انتظارم
از سلام یواشکی
از خداحافظی اجباری
از ارزوهای کوچک ،بزرگ شده بر جان
از دوست داشتن
از گناه کوچکی که عذابی بزرگ شده است
دیگر خسته شدم
از ترس حرف زدنم
از مزه مزه کردن کلماتم
از نگاه کنجکاو مردمان

اصلا خسته شدم
از آدم بودنم
از انسان شدنم
از زندگی کردنم
میخواهم بروم
تا از هویتم تنها
اثر انگشتی سوخته بر چشم کسانی ماند
که مرا محروم از داشتنت کردند
فرشته زمینی من


برچسب‌ها: پست های فیسبوکی, پست های عاشقانه, جدایی, gorize3, خط خطی های حمیدرضا
نوشته شده در بیست و دوم مرداد ۱۳۹۴ساعت 22:56 توسط اميد| |

از کدام حفره ای در شب 
چنین ویرانی میبارد؟
کدام نجوای ِخاموش ِمردابی 
حس ِآغوش ِماه را 
از برکه میگیرد ؟

نیلوفر ثانی

عکس ‏‎Niloofar Sani‎‏

برچسب‌ها: پست های فیسبوکی, پست های عاشقانه, جدایی, نیلوفر ثانی, ویرانی
نوشته شده در شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 16:53 توسط اميد| |

چگونه فرو خورم این خشم را
که لابه لای جانم نشسته ست
برپوست ِجهان هرروز
خراشی دیگر می افتد
وچروکی دیگر،بر جبین ِدلم
امیدی به فرجامی خوش نیست
تمام عیسی ها مصلوب
واسماعیل ها گلو بریده، بر صحن امتحان
و سرخی خونی
که دامن قرن را گرفته ست
وگازهای خردلی که از فریاد چنان میترسند
که چشم هارا میگریاند
مامدفون رنج های هزارساله ایم
نه آن ناجی که از پس دردها برخیزد
نه معجزه ای که زیبایی را برگرداند
ما درسیاهی مطلق ِجبر ِسرنوشتبوم هزار رنگ سیاستمداران
غوطه وریم
وخواب میبینیم روزی
برتفنگ ها و دست ها
گل بروید
و در بیداری
بوم هزار رنگ سیاستمداران میمانیم ..

نیلوفر ثانی


برچسب‌ها: پست های فیسبوکی, پست های عاشقانه, جدایی, نیـلوفرثـانی, فرض کن باتو
نوشته شده در هفتم مرداد ۱۳۹۴ساعت 0:40 توسط اميد| |

آفتابی که بر تو بتابد
شانه‌های مرا گرم خواهد کرد
و‌تمام عاشقانه‌ها در گلوی من به هم می‌پیچند
آن‌جا که زیر باران ایستاده‌ای

پنجره را باز می‌کنم
اسبی بر درخت روبه‌رو نشسته‌است
و‌ مردم سوار بر قایق‌ها از خیابان می‌گذرند

تو
جایی از جهان
آخرین جرعه‌ی شرابی کهنه را
در دهانت می‌گردانی

- روزبه سوهانی -


برچسب‌ها: پست های فیسبوکی, پست های عاشقانه, جدایی, روزبه سوهانی, آفتابی که بر تو بتابد
نوشته شده در دوم مرداد ۱۳۹۴ساعت 22:29 توسط اميد| |

ديروز... امروز


پر مي‌شود نگاه از نگاه

صدا به صدا نمي‌رسد

قطره‌قطره

چاقو

مي‌نشيند

بر دل


تا از زندگي دل بكني

و به آهنگي لبخند بزني...



*
چشم از چشم مي‌افتد

صدا به صدا پشت مي‌كند

دستي

ديگر تشنه دستي نيست


در عكس‌ها

لبخند مي‌زنيم

و در خاطره‌ها

به‌دنبال عشق مي‌گرديم!

شايد امروز

شايد فردا...

مي‌دانم موهايت را زيبا مي‌كني و
مي آيي؛

يكي سفيد، يكي سياه
يكي سياه، يكي سفيد ... 

باران

بي‌امان مي‌ بارد

موهايت را
چتر احساس مي‌ كنم

پرستوها
به باران مي نگرند

من به آنها
باران به من... 



*

روز به خواب مي رود

چترم را مي بندم

موهايت آشفته مي شوند!
 
 
 
دوستان دقیق نمیدونم شاعر این شعر کیه ولی فکر کنم استاد شادخواست باشه

برچسب‌ها: پست های فیسبوکی, پست های عاشقانه, جدایی, ديروز, پر مي‌شود نگاه از نگاه
نوشته شده در ششم تیر ۱۳۹۴ساعت 1:0 توسط اميد| |

ﯾﮏ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﺑﻨﺸﯿﻨﺪ ﻓﻘﻂ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻨﺪ . ﻣﻦ ﻫﯽ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﻢ ﺑﺰﻧﻢ ﺑﺰﻧﻢ ﺗﺎ ﮐﻤﯽ ﮐﻢ ﺷﻮﺩ
ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﺭ ﺑﻌﺪ ﻫﻢ ﺑﻠﻨﺪﺷﻮﺩ ﺑﺮﻭﺩ, ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻧﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ....!!!


برچسب‌ها: پست های فیسبوکی, پست های عاشقانه, جدایی, علی حسینی, ﯾﮏ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ
نوشته شده در سوم تیر ۱۳۹۴ساعت 0:5 توسط اميد| |

Design By : Mihantheme